
فیلم 60 دقیقه ای بی بی سی فارسی علیه رهبر معظم انقلاب با عنوان "خط و نشان رهبر" که چندی قبل از سوی این شبکه پخش شد، واکنش های مختلفی را میان جریان های سیاسی مختلف بر انگیخت.
دسته اول طیفی از جریان ضدانقلاب بود که محتوای کلی این فیلم را ضعیف ارزیابی کرده و با انتشار مطالب متعدد در سایت ها و شبکه های اجتماعی، بی بی سی را برای تولید این فیلم ضعیف و بی مایه مورد نکوهش قرار داد.
دسته دوم نیز جریان انقلابی و معتقد به جمهوری اسلامی بود که به جرات می توان گفت بعد از پخش این فیلم، نه تنها کمترین خللی در میزان ارادت و علاقه آنان به رهبری معظم انقلاب اسلامی پدید نیامد، بلکه با اطلاع از دروغ های گسترده و روایت تحریفی تاریخ انقلاب توسط این شبکه انگلیسی، بیش از پیش به حقانیت نظام جمهوری اسلامی و رهبر آن پی بردند.
اما در این میان دسته سومی وجود دارد که نه به مانند اقلیت نخست، از نظام و رهبری آن کینه ای در دل دارد و نه مانند دسته دوم، نسبت به پاسخ هر شبهه و دروغ تاریخی آگاه است؛ بلکه ممکن است در طول زمان و در اثر تکرار بسیاری از شبهات و دروغ های تاریخی، اثر پذیرفته و تاریخ معاصر کشور خود را به روایت این شبکه انگلیسی فرا بگیرد.
از این جهت، بررسی و پاسخ به 50 شبهه و دروغ تاریخی فیلم بی بی سی در دستور کار قرار گرفت و پس از آنکه متن حاضر طی 6 قسمت در یکی از وبلاگ های فارسی زبان انتشار یافت، تصمیم نهایی بر آن شد تا با جمع آوری همه این نکات در قالب جزوه حاضر، بصورت صفحه بندی شده و آماده تقدیم مخاطبان عزیز گردد.
دانلود جزوه "خاک پاشی بر آفتاب"
رادیو اسرائیل نسبت به خبر برنامه شرکت پخش جبرائیل برای اکران گسترده فیلم «شکارچی شنبه» در دانشگاهها و حوزههای علمیه واکنش نشان داد.
به نقل از روابط عمومی موسسه پخش جبرائیل، رادیو اسرائیل در خبر خود آورده است: «جمهوری اسلامی ایران که به اقدام نژادپرستانه ضد یهود جدیدی دست زده و فیلم سراسر افترا و دروغی را برای بدنام کردن اسرائیل تهیه کرده است، اعلام کرد که این فیلم را به طور گسترده در دانشگاههای کشور اکران میکند.»
مدیرعامل شرکت جبرائیل هم در پاسخ به رادیو اسرائیل گفت: صهیونیستها منتظر برنامه های گستردهتری از سوی ما باشند.
«محسن صادقی» مدیرعامل شرکت پخش جبرائیل هم در واکنش به این خبر رادیو اسرائیل گفت: در خبری که رادیو رژیم صهیونیستی منتشر کرده، چند نکته متناقض وجود دارد که خبر را بیشتر به یک واکنش عصبی شبیه میکند. البته این عصبانیت صهیونیستها قابل پیشبینی بود.
وی افزود: اکران این فیلم در سینماهای تهران پایان نپذیرفته و هنوز فیلم در 8 سینما که لیست آنها اعلام هم شده، ادامه دارد که این مسئله نشانهای از موفقیت فیلم «شکارچی شنبه» است.
وی تناقض دیگر در خبر رادیو اسرائیل را تلاش دولت جمهوری اسلامی ایران برای اکران فیلم «شکارچی شنبه» در دانشگاهها دانست و گفت: در واقع این دانشجویان و طلاب هستند که مشتاق به اکران فیلم در دانشگاهها هستند و این موضوع ناشی از درک بالای آنان از شرایط فرهنگی کشور است و شرکت جبرائیل هم وظیفه خود میداند به درخواست آنها پاسخ دهد.
صادقی در ادامه به تناقض دیگر خبر رادیو اسرائیل اشاره کرد و گفت: در این خبر به نتیجه یک نظرسنجی درباره فیلم در تلویزیون اشاره شده و گفته شده که نتیجه این نظرسنجی نشان میدهد مردم از فیلم راضی نیستند، در حالی که هرکسی که برنامه «هفت» را در قسمتی که به تحلیل فیلم «شکارچی شنبه» اختصاص داشت دیده باشد، خوب میداند که نتیجه دقیقا عکس این قضیه بود و بیش از 40درصد نظردهندگان، فیم را عالی دانسته بودند و مصاحبههای مردمی هم همین را نشان میداد.
مدیرعامل شرکت جبرائیل گفت: اینکه صهیونیستها از اکران این فیلم عصبانی هستند، طبیعی است و از ابتدای اکران فیلم تا حالا چندین بار اتفاق افتاده است و ما نه تنها از این واکنشها عصبانی نمیشویم بلکه برای ادامه کار خود مصممتر هم میشویم.
وی با بیان اینکه ما از ابتدا برای اکران این فیلم غسل شهادت کرده بودیم، افزود: در پاسخ به این خبر رادیو اسرائیل در هفته آینده در چند سینما برنامههای مفصلی ضمن اکران فیلم خواهیم داشت. صهیونیستها منتظر برنامههای گستردهتر و حرکتی شهادتطلبانه از جبرائیل در اکران فیم «شکارچی شنبه» باشند.
مدیرعامل شرکت پخش جبرائیل در پایان گفت: با همه اهمیتی که این فیلم دارد و عصبانیتی که اکران آن برای صهیونیستها به وجود آورده است، متاسفانه بسیاری از مسئولان و ارگانهای مرتبط از فیلم حمایت نکردند که جای تاسف دارد.
وی افزود: به زودی اسامی ارگان هایی که در اکران فیلم همکاری کردند را به نشانه تشکر و ارگانهایی که همکاری نکردند را به نشانه گلایه منتشر خواهیم کرد.

نمونه ای از تقابل اندیشه سیاسی اسلام و غرب
غلبه فرهنگ غربی بر اندیشه های ما موجب گردیده تا کم کم باور کرده باشیم که «قدرت فساد میآورد» و نوع نگاه دنیا گرانه غربی بر عبارت «مقتدر مظلوم» اعتراض خواهد کرد: مگر کسی که مقتدرانه و در راس قدرت است مظلوم میشود؟ اما تا افرادرا اندکی به فرهنگ عمیق اسلامی ارجاع میدهیم و یادی از امیرالمؤمنین میکنیم، اندیشه ها دچار حیرت میشود. وجود علی بهترین دلیل است بر اینکه ممکن است مقتدری در اوج قدرت خود مظلوم باشد، اما چگونه؟
برای فهم مطلب، باید بین دو تعبیر تفکیک کرد. یکی عباراتی نظیر «مظلوم» و «مستضعف» و دیگری تعابیری همچون «منظلم» و «ضعیف». منظلم کسی است که زیر بار ظلم میرود و ضعیف کسی است که قدرت دفاع از خود را ندارد و هر دو در اسلام مذمت شده اند؛ اما از منظر قرآن و روایات، «مستضعف» و «مظلوم»، همچون منظلم و ضعیف، کسی نیست که گرفتار ضعف شخصیتی باشد؛ بلکه شرایط بیرونی به گونه ای واقع شده که او از حق خویش محروم گشته است. قرآن کریم میفرماید وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ (قصص، 5) و در روایات مصداق اصلی این مستضعفین ائمه علیهم السلام معرفی شده اند. همچنین حضرت علی علیه السلام را اول مظلوم عالم میدانیم در حالی که هیچ هماوردی در قدرت نداشت. این گونه است که واژه «مظلوم» در ادبیات دینی واژه مقدسی است که ما آن را در مورد شخصیت های عظیم و با صلابتی همچون حضرت امیر یا امام حسین علیهماالسلام به کار میبریم بدون اینکه هیچ بار معنایی ذلیلانه ای داشته باشد.
اما چگونه یک صاحب قدرت ممکن است مظلوم واقع شود؟ تمام مسأله به نوع نگاه اسلام به حکومت برمیگردد. در تفکر غربی، قدرت یک حق است، یک فرصت است برای تسلط بر امکانات، و لذا قدرت غالباً فساد میآورد و صاحب قدرت اگر ظالم و فاسد نشود، لااقل کسی نمی تواند به او ظلم کند. اما در تفکر دینی، قدرت بیش از آنکه یک حق باشد، یک وظیفه است؛ اگر فرصت قلمداد شود، فرصتی برای فداکردن وقت و سرمایه خود برای اصلاح جامعه است نه برای استفاده شخصی و حزبی از امکانات. اگر قدرت یک وظیفه دینی شد، آن گاه همچون هر وظیفه دینیای، مقدس است و البته همچون هر وظیفه دینی باید آن را آنگونه که خدا دستور داده اعمال کرد، نه آن گونه که خود میپسندیم؛ و این قسمت دشوار داستان است. پیامبر فرموده سوره هود مرا پیرکرد و مفسران توضیح داده اند که این بخاطر آیه شریفه «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلاَ تَطْغَوا» (پس آن گونه که دستور گرفتهای استقامت بورز و همراهانت هم همی طور؛ و طغیان نکنید؛ هود، 112) بوده است، یعنی اولاً استقامت پیامبر باید نه آن گونه که خودش میخواهد بلکه آنگونه که خدا دستور داده (کما امرت)، باشد و ثانیاً همراهان و کارگزاران پیامبر نیز باید این گونه رفتار کنند (و من تاب معک)؛ و مشکل حکومت دینی اینجاست که نه فقط پیامبر و امام باید کاملاً به وظیفه عمل کنند بلکه انتظار میرود تمامی سطوح حکومت این گونه باشد؛ و چون به خاطر ضعف همراهان، این همراهی در بسیاری از اوقات حاصل نمی شود، اعتراضات ساده اندیشان متوجه این حکومت میگردد؛ و لذا، پیامبر این را صعبترین آیه قرآن معرفی کرده است.
در این شرایط است که امیرالمؤمنین اول مظلوم عالم میگردد و اساس این مظلومیت او، نه ناشی از جریان سقیفه - که البته این جریان هم در مظلومیت او بی تأثیر نبود – بلکه مربوط به دوره حکومت اوست؛ یعنی در اوج اقتدارش، مظلوم میباشد؛ و این مدل حکومت، سخن جدید اندیشه سیاسی اسلام است. در باب اینکه چگونه علی در اوج اقتدار، مظلوم بود میتوان شواهد متعددی ارائه کرد که در این مجال نمی گنجد. اجمالاً فقط اشاره میکنم: آیا مظلومیتی بالاتر از اینکه سابقه داران در اسلام، به خاطر قدرتطلبی و البته در لوای خونخواهی از مظلوم، مردم را علیه او بشورانند و مردم هم باور کنند؟ آیا مظلومیتی بالاتر از این که عایشهای که هیچ خدمتی در پیشرفت اسلام نداشته، و جایگاهش را صرفاً بخاطر رابطه سببی با پیامبر پیدا کرده، سردمدار جنگ و آشوبی علیه حکومت امام شود و در عین حال همگان امام را مذمت کنند که چرا اطرافیان تو حرمت زن پیامبر را نگه نمی دارند؟ آیا مظلومیتی بالاتر از این که شخصی اسماً و رسماً فرمانروای تمام بلاد اسلامی باشد اما بسیاری از کارگزارانش یا نالایق باشند یا به او خیانت کنند یا بقدری نظرات خود را بر او تحمیل کنند و او بخاطر مصلحت نظام جامعه اسلامی به آنها تن دردهد که خود تعبییر کند که «دیروز امیر شما بودم ولی امروز فرمانبر شما شدهام»؟ آیا مظلومیتی بالاتر از این که کسی در اوج قدرت رسمی، همدمی جز چاه پیدا نکند؟ حضرت در جریان سقیفه و در جریان شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و حتی در 25 سال سکوت تلخش، ابراز خستگی و ملولی نکرد، اما تنها پس از 5 سال حکومت، وقتی در شب 19 رمضان رسول خدا در خواب دید عرض کرد از این امت خسته شدهام و از خدا خواست که مرگش را برساند!
یادمان باشد: مظلومیت الزاماً ربطی به منصب اجتماعی ندارد: ممکن است همچون کوفیان در پایینترین جایگاه های اجتماعی یا همچون طلحه و زبیر کاملاً خارج از مباحث حکومتی باشیم و ظالم باشیم و ممکن است صاحب عالی ترین مناصب اجتماعی باشیم و مظلوم. تا زمانی که مظلومیت حقیقی را از مظلومیت های تصنعی ای که معاویه های زمان برای مظلوم کردن علیها مطرح میکنند نشناسیم، امام زمانمان نخواهد آمد، چرا که قرار نیست این آخرین امید عالم هم مظلوم و شهید شود.
بیایید به جای اینکه فقط روضه بخوانیم که «ای اهل عالم، آقا علی مظلوم است» ریشه های این مظلومیت را درک کنیم تا نگذاریم تاریخ تکرار شود.
التماس دعا
حضور رهبر عزیزمون در اولین اجلاس بیداری اسلامی و جمع صدها تن از اندیشمندان مسلمان 80 کشور دنیا
.
.
.
.
.

چفیه ای که بود....

چفیه ای که نیست...!
بسم الله الرحمن الرحیم
جاده مانده است و من و این سر باقیمانده
رمقی نیست در این پیکر باقیمانده
نخلها بی سر و شط از گل و باران خالی
هیچ کس نیست در این "سنگر باقیمانده"
تویی آن آتش سوزندهی خاموششده
منم این سردی خاکستر باقیمانده
گرچه دست و دل و چشمم همه آواره شده،
باز شرمندهام از این سر باقیمانده
روز و شب گرم عزاداری شببوهاییم،
من و این باغچهی پرپر باقیمانده
پیشکش باد به یکرنگیات ای مردترین!
آخرین بیت در این دفتر باقیمانده:
تا ابد مردترین باش و علمدار بمان!
با توام ای یل نامآور باقیمانده
اینجا ،این خانه کوچک جدید شاید فرصتی باشد برای من تا بتوانم عقده های دلم و گره های فکرم را برای شما بازگو کنم .شاید جایی باشد برای همدردی.شاید جایی برای همفکری .شاید جایی باشد برای گلایه از دنیا و اهلش... شاید جایی به اشتباه بروم و شاید قضاوت بی جا کنم...شاید اگر جایی دلم شکست بغضم را اینجا بترکانم ...
قصد دارم تا به یاری خدا بیشتر به مسائل و مشکلات اجتماعی و فرهنگی مردم کشورم بپردازم که بدون شک اساس رویدادهای سیاسی و اقتصادی کشور متاثر از فضای فکری و باورهای طبقات مختلف اجتماع است.امیدوارم اینجا دچار قضاوت های غیر منطقی نشوم...انشاالله.